كلاس نوشتار خلاق ما
اين سومين زنگ تفريح قبل از زنگ نوشتار خلاق ماست.بدون اينكه داستان
تازه
اي نسبت به هفته
هاي قبل داشته باشه.همه از موضوع انشا شاكي اند و فقط خدا خدا مي كنند كه اسم اونا براي خواندن نوشته ي به قول خودشون
چرت و پرت صدا نشه
يه سري در ادامه ي هفته ي پيش كه مي گفتند به ما چه كه جنگ چه خبر بوده مي گن به ما چه كه
مخملباف فيلمش چه جوري بوده و چي توش داشته و يه سري از بچه هاي منطقي ديگه هم در ادامه ي هفته ي پيش كه مي
گفتن ما چه طوري
مي تونيم راجع به چيزي كه هيچي در موردش نمي دونيم و تو فضاش نبوديم بنويسيم مي گن چه طوري وقتي
نمي دونيم مقاله چيه مقاله ي نقد فيلم بنويسيم همه ي اون سري ها تصميم دارند كه به محض وارد شدن خانم نوشتار
خلاق شكايت خودشان
را با صراحت كامل بگند البته همشونم خوب مي دونن كه خانم نوشتار خلاق چه جوري ساكتشون مي كنه
ولي بازم از شكايت حرف مي زنند
زنگ مي خوره اون
سري ها حتي حرف هاي خودشونم آماده كردن.خانم نوشتار خلاق وارد كلاس مي شه همه بلند وبا هم مي گن خيلي موضوعش سخت بوده
و ما هم هيچ علاقه
اي نسبت بهش نداريم خانم نوشتار خلاق با اين جمله كه ما هميشه چيز هايي را كه دوست داريم را ياد
نمي گيريم همه را ساكت مي كنه چند لحظه بعد يكي از بچه ها مي گه شما خيلي ترسناكيد خانم نوشتار خلاق يه
لبخند كوچكي مي
زنه ولي هنوز اون ترس و جذبه تو صورتش هست و بعد مي گه كي اول نوشتشو مي خونه؟