www.newmanolito.blogfa.com
"نويسنده بايد حرفي را كه مي
خواد توي نوشته يا داستانش رو بزنه
اون زير زيرا زيركانه بذاره تا خيلي هم تابلو معلوم نباشه.نگات به همه چيت تنده.شايدم اين بد
نباشه كه آدم نگاه نقدآميز به همه چي داشته باشه اما بايد با هنر خودش اونو يه جورايي زير زيراي داستان
بذاره تا هم باشه
هم يه جورايي حضورش حس نشه!!"
منبع:يه خواهر
مامانم كه چند قدمي يه نويسنده ي حرفه ايست فقط بايد يه كم بنويسه تا اون يه عالمه چيزايي كه يه نويسنده ي خوب كه خيلي
مي نويسه بايد بدونه
و اون مي دونه يه جا به كار گرفته بشه!!
فرد عبرت گيرنده(
منظورم همونيه كه به حرف منبع گوش مي كنه و من هر چقدر فكر مي كنم اسم اون شخصو پيدا نمي كنم تو فرهنگ لغت ذهنم):خواهر
زاده ي همون
خواهر مامانم كه مي خواد شايد يه تنوعي توي نگارشش در سال جديد بده.در واقع اون شخصه اومده
بگه"تا حالا هر چي بودم بودم.مي خوام نويسندگي به سبك حرف خواهر مامانم رو گوش دادن و بعد ديدن نتيجه ي آن
را تجربه كنم"اميدوارم
نويسندگي به اين سبك بهانه اي براي يه نويسنده ي تازه وارد كه دنبال بهانه براي فراموش
كردن نثر هميشگيش مي گرده نباشه و روش تاثير خوبي بذاره اميدوارم فقط اميدوارم چون واقعا ديگه چاره اي
ندارم جز اين كه اميدوار
باشم.پس همچنان اميدوارم...